الرئيسيةالرئيسية  PortalPortal  پرسشهاي متداولپرسشهاي متداول  جستجوجستجو  ثبت نامثبت نام  ليست اعضاليست اعضا  گروههاي کاربرانگروههاي کاربران  ورود  

شاطر | 
 

 طناب يا خدا !!

اذهب الى الأسفل 
نويسندهپيام
بهاره
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی
بهاره

تعداد پستها : 7588
Location : قم
Registration date : 2007-12-25

پستعنوان: طناب يا خدا !!   الإثنين يناير 19, 2009 4:29 pm

کوهنوردي می‌خواست از بلندترین کوه ها بالا برود. او پس از سالها آماده سازی، ماجراجویی خود را آغاز کرد ولی از آنجا که افتخار کار را فقط برای خود می خواست، تصمیم گرفت تنها از کوه بالا برود.
شب، بلندی های کوه را تماماً در برگرفته بود و مرد هیچ چیز را نمی دید. همه چیز سیاه بود و ابر روی ماه و ستاره ها را پوشانده بود. همانطور که از کوه بالا می رفت، چند قدم مانده به قله کوه، پایش لیز خورد و در حالی که به سرعت سقوط می کرد، از کوه پرت شد. در حال سقوط فقط لکه های سیاهی را در مقابل چشمانش می دید. و احساس وحشتناک مکیده شدن به وسیله قوه جاذبه او را در خود می گرفت. همچنان سقوط می کرد و در آن لحظات ترس عظیم، همه ی رویدادهای خوب و بد زندگی به یادش آمد.اکنون فکر می کرد مرگ چقدر به او نزدیک است.
ناگهان احساس کرد که طناب به دور کمرش محکم شد. بدنش میان آسمان و زمین معلق بود و فقط طناب او را نگه داشته بود. و در این لحظه ی سکون برایش چاره ای نمانده جز آن که فریاد بکشد:
" خدایا کمکم کن"
ناگهان صدایی پر طنین که از آسمان شنیده می شد، جواب داد:
" از من چه می خواهی؟ "
- ای خدا نجاتم بده!
- واقعاً باور داری که من می توانم تو را نجات بدهم؟
- البته که باور دارم.
- اگر باور داری، طنابی که به کمرت بسته است را پاره کن!
.... یک لحظه سکوت... و مرد تصمیم گرفت با تمام نیرو به طناب بچسبد.
چند روز بعد در خبرها آمد: یک کوهنورد یخ زده را مرده پیدا کردند. بدنش از یک طناب آویزان بود و با دستهایش محکم طناب را گرفته بود.
او فقط یک متر با زمین فاصله داشت!
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
Saghar
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی
Saghar

تعداد پستها : 6513
Location : یه جایی میون مردم خاکی
Registration date : 2008-12-24

پستعنوان: رد: طناب يا خدا !!   الجمعة مارس 27, 2009 6:43 pm

ممن.ن بهاره جونم lol!
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
MajidDiab
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی
MajidDiab

تعداد پستها : 6314
Age : 34
Location : تهران / تبریز
Registration date : 2007-12-05

پستعنوان: رد: طناب يا خدا !!   السبت مارس 28, 2009 6:51 am

گاهی این طنایه اینقدر سفته که اصلا نمیشه بازش کرد
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://www.a-d-w.blogfa.com
بهاره
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی
بهاره

تعداد پستها : 7588
Location : قم
Registration date : 2007-12-25

پستعنوان: رد: طناب يا خدا !!   السبت مارس 28, 2009 8:44 am

سفتي اين طناب بستگي به اعتقادات ما انسانها داره !!
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
Jany
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی
Jany

تعداد پستها : 2939
Location : قلب شما
Registration date : 2007-12-05

پستعنوان: رد: طناب يا خدا !!   السبت مارس 28, 2009 10:36 am

ما آدما فکر میکنیم که ارتباطمون با خدا خوبه.
وقتی که توی این جور موقعیتها قرار میگیریم معلوم میکنیم
تا چه حد با خودمون صادق بودیم.

واقعا کدوم یکی از ما میتونه ادعا کنه که اگه جای اون کوهنورد بود طناب رو رها میکرد؟؟
مگه خدا با زبون مخلوقات و آیاتش با ما حرف نمیزنه.مگه گاهی وقتی خیلی دلشکسته ایم
صداش توی سرمون نمیپیچه؟پس چرا بازم اعتمادمون به طناب بیشتر از اوئه...
من اینا رو به خودم میگم..برای اینکه یادم یمونه وقتی که باید محکم باشم و سر به فرمانش بذارم
از خودم ضعف نشون دادم.
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
MajidDiab
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی
MajidDiab

تعداد پستها : 6314
Age : 34
Location : تهران / تبریز
Registration date : 2007-12-05

پستعنوان: رد: طناب يا خدا !!   الأحد مارس 29, 2009 2:44 pm

حرفت رو کاملا قبول دارم مرجان جان


اين مطلب آخرين بار توسط MajidDiab در الأحد مارس 29, 2009 5:25 pm ، و در مجموع 1 بار ويرايش شده است.
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://www.a-d-w.blogfa.com
Saghar
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی
Saghar

تعداد پستها : 6513
Location : یه جایی میون مردم خاکی
Registration date : 2008-12-24

پستعنوان: رد: طناب يا خدا !!   الأحد مارس 29, 2009 5:06 pm

Jany نوشته است:
ما آدما فکر میکنیم که ارتباطمون با خدا خوبه.
وقتی که توی این جور موقعیتها قرار میگیریم معلوم میکنیم
تا چه حد با خودمون صادق بودیم.

واقعا کدوم یکی از ما میتونه ادعا کنه که اگه جای اون کوهنورد بود طناب رو رها میکرد؟؟
مگه خدا با زبون مخلوقات و آیاتش با ما حرف نمیزنه.مگه گاهی وقتی خیلی دلشکسته ایم
صداش توی سرمون نمیپیچه؟پس چرا بازم اعتمادمون به طناب بیشتر از اوئه...
من اینا رو به خودم میگم..برای اینکه یادم یمونه وقتی که باید محکم باشم و سر به فرمانش بذارم
از خودم ضعف نشون دادم.
lol! lol! lol!
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
yasamiin
عضو باشگاه 1000 تایی
عضو باشگاه 1000 تایی
yasamiin

تعداد پستها : 2958
Age : 31
Location : *ايران*تهران*خاكم*وطنم*.-~*¨¨`*~-.¸,.-~*¨¨`*~-.¸
Registration date : 2007-12-18

پستعنوان: رد: طناب يا خدا !!   الأحد أغسطس 23, 2009 2:41 pm

وااااااااااااای مرسی بهاره جونم....من این داستانو چند سال پیش خوندم....

خیلی قشنگه.....از موقعی که این داستان و خوندم هیچ وقت از یادم نرفت برای همه تعریف کردم....


کاش واقعا میتونستیم انقدر اعتماد کنیم به ندای درونمون.....
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
 
طناب يا خدا !!
بازگشت به بالاي صفحه 
صفحه 1 از 1

صلاحيات هذا المنتدى:شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد
 :: علمی و ادبی :: داستان و داستان نویسی-
پرش به: