أنا و اللیل
من و شب
أنا والليل شو منشبه عنيكي
من و شب چقدر شبیه چشمان تو هستیم!
غريب القلب شو بيسأل عليكي
نمیدانی که دل تنها چقدر سراغ تو را می گیرد!
أنا والعمر شو بنسوى بلاكي
عمر من بدون تو هیچ ارزشی ندارد
يا شمس تدور هالارض حواليكي
تو همچون خورشیدی که زمین به دور تو می گردد
ع جنح الشوق باعتلك سلامي
بر بالهای دلتنگی برایت سلام می فرستم
يا أغلى الناس يا احلى الأسامي
ای عزیزترین و ای زیباترین اسمها
أنا لو جيت تا اوصف حلاكي
اگر بخواهم زیبایی تو را وصف کنم
بمر العمر ما بيخلص كلامي
عمرم می گذرد ولی سخنم باقیست
بتغيب الشمس ما بيطلع غيرك ببالي
پس از غروب خورشید، تویی که در خاطرم طلوع می کنی
والليل بيمرق ع الهدى يتعب سؤالي
شب به کندی می گذرد و من از آرزوی آمدن تو،خسته شده ام
وحدك انتي ببالي مهما تطول الليالي
آه که در این شبهای طولانی، تنها تو رویای من هستی!
أنا والليل وعيونك قصيده
من و شب و چشمانت به یک قصیده می مانیم
وأغاني الشوق ع غيابك وحيده
و ترانه های دلتنگی تو بی مانندند
ع بالي كتير شوفك يا حياتي
در رویاهایم تو را زیاد می بینم ای زندگی من!
وايديكي تطل وتسلم ع ايدي
که برایم دست تکان می دهی و از من خداحافظی می کنی
ما عندي غير اشواقي وحناني
جز دلتنگی و مهربانی چیزی برای تو ندارم
وقلب بيدق تيعد الثواني
قلب می تپد و ثانیه ها با اضطراب می گذرند
جرحني بعدك غيرلي حياتي
رفتن تو قلبم را شکست و زندگی ام را زیر و رو کرد
راجعلك يوم تارد الأمانه
روزی خواهد رسید که امانت قلبم را پس بدهی !
بتغيب الشمس ما بيطلع غيرک ببالي
پس از غروب خورشید، تویی که در خاطرم طلوع می کنی
والليل بيمرق ع الهدى يتعب سؤالي
شب به کندی می گذرد و من از آرزوی آمدن تو،خسته شده ام
وحدك انتي ببالي مهما تطول الليالي
آه که در این شبهای طولانی، تنها تو رویای من هستی!
وحدك انتي ببالي مهما تطول الليالي
آه که در این شبهای طولانی، تنها تو رویای من هستی!